محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

287

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

--> - 220 ، مسند احمد : 2 / 642 ح 1092 ، تأريخ دمشق : 2 / 211 ، مودة القربى : 16 ، الفردوس بمأثور الخطاب : 5 / 324 ح 8325 . آيا حكاياتى كه سبكى از كرامات حضرمى نقل مىكند ، غلو نيست ؟ آنجايى كه مىگويد : او روزى قصد سفر داشت ، به خادمش گفت : به خورشيد بگو بايستد تا ما به مقصد برسيم ، در حالى كه محل اقامت آنها دور بود و غروب خورشيد نزديك . خادم خطاب به خورشيد گفت : فقيه اسماعيل گفته : بايست . پس خورشيد تا هنگاميكه او به مقصد رسيد ، متوقف شد . سپس به خادمش گفت : آيا آن زندانى را آزاد نمىكنى ؟ خادم دستور داد غروب كند ، خورشيد هم غروب كرد و فورا شب شد . نگاه كنيد به طبقات الشافعية الكبرى : 8 / 130 ذيل شماره « 1117 » . آيا گفته ابن تيميه در مورد عثمان بن عفان اموى مبالغه نيست : شبها ، قرآن را در يك ركعت ختم مىكرد . رجوع كنيد به حلية الاولياء : 1 / 57 . اما حكايت تمساح و دختر ربوده شده ، بيشتر شبيه حكايات اسطوره‌اى پيرزنهاست : اى تمساح بيا و با فرغلى حرف بزن . وقتى اين را گفت ، تمساح ، مانند كشتى از نيل بيرون آمد و به راه افتاد و مردم دو طرف او را گرفته و با او راه مىرفتند تا اينكه بر در خانه فرغلى ايستاد . فرغلى ، آهنگر را طلب كرد و دستور داد همه دندانهاى او را قطع كند سپس به تمساح دستور داد دختر را از دهانش بيرون بياندازد ، تمساح هم او را بيرون انداخت و دختر ، مات و مبهوت و حيرت‌زده ، زنده از دهان تمساح خارج شد . حافظ بن عساكر در تاريخش ، از ابو بكر بن انزويه نقل مىكند كه گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم را در خواب ديدم ، احمد بن حنبل نيز همراهش بود . گفتم : اى رسول خدا ! اين شخص كيست ؟ فرمود : اين شخص ، احمد ولى خدا و ولى برحق رسول خداست و هزار دينار براى اين حديث پرداخت . سپس فرمود : هركس او را زيارت كند خداوند او را مىبخشايد و هر -